السيد الخميني
214
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
ظاهرى ايشان ، سه تا جنگ پيش آمد كه از خود مسلمين بود . اين منحرفين كه ايران را متهم مىكنند به اينكه چرا با مسلمين شما جنگ مىكنيد ، علاوه بر اينكه ما حزب بعث را مُسلِم نمىدانيم ، بلكه ضد اسلام مىدانيم و مردم عراق مبتلاى به او هستند و مردم ايران هم همين طور ، و جنگ با مسلم نيست گرچه از مسلمين او سپر قرار مىدهد و مىآورد در جبههها ، لكن جنگ با مسلم نيست . علاوه بر اين ما فرض مىكنيم كه مسلم باشد ، شماها صدام را از اصحاب رسول اللَّه مُسلمتر مىدانيد ؟ اين معممين اهل سنت بعضيشان - درباريهاى اينها - صدام و امثال صدام را از مقدسهاى نهروان « 1 » بالاتر مىدانند ؟ آنهايى كه جبينشان پينه داشت و نماز شب هم مىخواندند . حضرت امير سه جنگى « 2 » را كه كرده است با اصحاب پيغمبر ، با نزديكان پيغمبر ، با مقدسهاى حقه باز كرده است و اين براى مصلحت اسلام بوده است . گرچه من مىدانم كه در بعض دلها اشكال به حضرت امير هم هست ، بعضى اشخاص به حضرت امير هم اشكال دارند ، و لو جرأت نمىكنند بگويند كه « چرا با مسلمانها جنگ كرده است ! » لكن حضرت امير تابع اسلام است ، اسلام بگويد با مسلمين جنگ كن ، جنگ مىكند ؛ بگويد با كفار جنگ كن ، جنگ مىكند ، وقتى بنا شد يك طايفهاى از مسلمين ، اينها توطئه كردند براى اينكه اسلامى كه مىخواهد متولد بشود ، اين را از بين ببرند و يك دستهء ديگر هم اغفال كردند دنبال اين معنا ، تكليف حضرت امير - سلام اللَّه عليه - است كه شمشير را بكشد و در سه جنگ با مسلمين [ يعنى ] كسانى كه اظهار اسلام مىكردند و فرياد اسلام مىكشيدند و همهشان هم از صدام مسلمانتر بودند ، شمشير را بكشد و در سه جنگ با مسلمانها جنگ بكند براى اطاعت امر خدا و براى حفظ اساس اسلام . آن روزى كه اساس اسلام و اساس ديانت اسلام بستگى دارد به جنگ كردن با كسانى كه اظهار اسلام مىكنند يا واقعاً هم مسلمان هستند ، وقتى بنا بر اين شد ، شمشير را بايد
--> ( 1 ) - اشاره است به « خوارج » ( 2 ) - اشاره است به جنگ حضرت على ( ع ) با طلحه و زبير ( جنگ جَمَل ) ، جنگ با معاويه ( جنگ صفين ) و جنگ با خوارج ( جنگ نهروان ) .